و مِن دعاءٍ لَهُ علیهِ السّلام

 

خدایا بر من ببخش آنچه را تو به آن بر من آگاهتر از من هستی، و اگر دوباره به گناه بازگشتم، تو نیز به آمرزشت بازگرد. بر من ببخش آنچه را با خود وعده کردم و تو مرا وفا کننده به آن نیافتی. خدایا بر من ببخش آنچه را که با زبانم به تو تقرّب جستم و دلم با آن مخالفت نمود. خدایا بر من ببخش اشارات چشم و سخنان بی‌فایده و هواهای دل و لغزشهای زبانم را.

 

نهج‌البلاغه/ص. 115

 

 


برچسب‌ها: امام علی, واگویه, کتاب
+ نویسنده:  سوسن جعفری  |  سه شنبه سی و یکم تیر 1393 

وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ*

 

همیشه برایم سوال بود که خداوند چرا این همه از قوم بنی‌اسرائیل در قرآن سخن به میان آورده است. گمان‌ها زیاد بود. حدس‌ها فراوان. این‌بار اما چیزهایی را دارم می‌آموزم، به دلایلی می‌رسم که پیوند مرا با اهل بیت محکم‌تر می‌کند. تبشیرها و تنذیرها. و پراکندگی و ضعف یهودیان پیشین را با پراکندگی و چندین دسته‌گی و ضعفِ مسلمانان اکنون مقایسه می‌کنم و ...

ذکر این روزهایم شده است سخن مولا که ای کاش همان اندازه که آنان در کفرشان ثابت‌قدم هستند شما در ایمان‌تان ثابت قدم بودید ...

 

 __________________________________

* آیه 46 سوره انفال

 


برچسب‌ها: قرآن, امام علی, اسلام
+ نویسنده:  سوسن جعفری  |  شنبه بیست و هشتم تیر 1393 

و إذا ذکّروا لا یذکُرون*

 

إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ (92) وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَیْنَهُمْ کُلٌّ إِلَیْنَا رَاجِعُونَ (93)** 

قبلاً در یکی از پست‌ها نوشته بودم (+) که یکی از اسماء بسیار رایج الهی در زبان عبری در تورات، «رحمانا» است. از وقتی این را فهمیده‌ام، متوجه شده‌ام در اکثریت غالب آیاتی که خداوند دارد با یهود و نصارا محاجه می‌فرماید علی‌الخصوص در سوره مریم و ابراهیم، بیشتر و می‌توان گفت فقط از نام مبارک «رحمن» استفاده می‌نماید.

در آیه‌ی 109 سوره‌ی اسراء می‌فرماید:

قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الأْسْماءُ الْحُسْنى وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلاً

بگو [او را] چه الله بخوانيد چه رحمان، هر چه بخوانيد او را نام‌هاى نيك است، و نمازت را نه بلند بخوان و نه آهسته، و راهى ميانه آنها برگزين.

 

_________________________

* آیه 13 سوره صافات: و چون به آنان تذکّر داده می‌شود، متذکّر نمی‌شوند.

** آیاتی از سوره انبیا: (ای مردم!) بی‌ تردید این امت شما امتی یگانه است و من پروردگار شما هستم پس تنها مرا پرستش کنید (92) ولی مردم کارشان را به تفرقه کشاندند. همه آنان سرانجام به سوی ما باز می‌‌گردند (93)

 


برچسب‌ها: خدا, قرآن, گنجینه‌ای از تلمود, اسلام, یهودیت
+ نویسنده:  سوسن جعفری  |  پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 

ماهِ خوب خاطرات

 

دیروز مهمان داشتیم. گفتم مثل همیشه من مواد را آماده کنم. بعد از پاک کردن برنج، سیب‌زمینی‌های سوپ ورمیشل را که خورد می‌کردم، مچ دستِ چپم به مچ دست راستم می‌گفت «ول کن! رها کن. ببین من وا دادم.» مچ دست راستم کم‌کم کوتاه آمد، وا داد. کمرم هم درد گرفت. نتوانستم دیگر. شرمنده دراز کشیدم و افتاد روی دوش امیر. امیر که هویج‌ها را نازک برش می‌داد قناس‌هاش را ورمی‌چیدم می‌خوردم. مثل وقتی مادر هویج خرد می‌کرد، وسواس تبریزی برای هم‌اندازه‌گی، حتی توی سوپ! قناس‌هاش برای بچه‌ها بود. البته انگشت‌شمار.

کمی که استراحت کردم بلند شدم خودم را کشیدم سمتِ کمد، نشستم ظرف‌ انتخاب کردم. رفتم سفره را پهن کردم. بشقاب‌ها را چیدم. خرما و گردو پنیر و ... دلم رفت سمت کودکی. انگار توی اتاق مهمان باشم. در رقابت اینکه کی چی بیاورد سر سفره‌ی سبز همیشگی کودکی‌هایم که مادر لوله‌اش را می‌گذاشت آن سر اتاق و قل می‌خورد سمتِ پنجره. سفره‌ای که رویش چلوکباب و پلو خورشت و لیوان نقش شده بود را اتاق نشیمن پهن می‌کردیم: زنانه. کسی که بلدتر بود و بزرگ‌تر ایراد می‌گرفت «اونجا نه، بشقاب را به رو برگردون مو نیوفته توش! لیوان این‌ور بشقاب، قاشق چنگال‌ها را نیگا کن لک نداشته باشه ...» روحم پرواز کرد به بازی با بچه‌ها بعد از افطار توی حیاط. پسرها که جرأت می‌کردند بروند روی سقفِ درختِ مُوْ. خنده‌ها، دنبال هم کردن‌ها، شادی‌های بی حد و مرز. آآآآه ... مادر ...

ماهی هست این همه پُر باشد از خاطره؟

 


برچسب‌ها: مادر, تبریز, کودکی, خاطره, امیر
+ نویسنده:  سوسن جعفری  |  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 

بدون شرح

 

ناله‌های زنان میان آوارهای خانه‌های سیمانی که مدام می‌گویند «حسبی الله حسبی الله»...

 

 


برچسب‌ها: فلسطین, اسراییل, خدا
+ نویسنده:  سوسن جعفری  |  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 

مطالب قدیمی‌تر